- داستان کوتاه (۳٢)
- طنز (۳٠)
- روانشناسی (۱٩)
- از همه جا (۱٥)
- عکسهای متنوع (۱٥)
- مذهب و سیاست (۱٥)
- زناشویی (۱۳)
- ترفند کامپیوتر (۱٠)
- موفقیت نامحدود (٩)
- عاشقانه ها (۸)
- جذابیت و زیبایی (٥)
- تاریخ ایران (٥)
- ترفند اینترنت (۳)
- نرم افزار موبایل (۳)
- زندگی من (۳)
- نرم افزارهای کاربردی (٢)
- شریعتی (٢)
- دانلود بازی (٢)
- برترین فیلمهای دنیا (٢)
- دانلود موسیقی (۱)
- سرماخوردگی (۱)
- sms (۱)
- یاس (۱)
- مهران مدیری (۱)
- قهوه تلخ (۱)
- دلنوازان (۱)
- تجارت اینترنتی (۱)
- سینما (۱)
- بیتا (۱)
- هالیوود (۱)
- برنج محسن (۱)
- گریم (۱)
- خطای دید (۱)
زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود ، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت . در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود ، دکتر مصدق رفت و به نمایندگی هیات ایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست .
قبل از شروع جلسه ، یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای نماینده هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست ، اما پیرمرد توجهی نکرد و روی همان صندلی نشست ..
جلسه داشت شروع می شد و نماینده هیات انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خویش بنشیند ، اما پیرمرد اصلاً نگاهش هم نمی کرد .
جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماینده انگلستان نشسته اید ، جای شما آن جاست .کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد و بیخ پیدا میکرد که مصدق بالاخره به صدا
در آمد و گفت :شما فکر می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی نماینده هیات انگلیس
کدام است ؟نه جناب رییس ، خوب می دانیم جایمان کدام است ..
اما علت اینکه چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستم به خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای دیگران نشستن یعنی چه ؟ او اضافه کرد که سال های سال است دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست و ایران سرزمین آبا و اجدادی ماست نه سرزمین آنان ...
سکوتی عمیق فضای دادگاه را احاطه کرده بود و دکتر مصدق بعد از پایان سخنانش کمی سکوت کرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خویش قرار گرفت.
با همین ابتکار و حرکت ، عجیب بود که تا انتهای نشست ، فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار قرار گرفته بود و در نهایت نیز انگلستان محکوم شد .
- ماجرایی از دکتر مصدق
- وزن اشک
- واما ...
- دوست؟!
- توضیح اضافه
- زندگی شما میتواند به زیبایی رویاهایتان باشد
- شجاعت یعنی چه ؟
- بیتا
- استقبال فوقالعاده از قهوه نلخ
- طوفان گرگان - عکس از رعد و برق
- بدون شرح!
- موفقیت نامحدود- روز پنجم: رسیدن به خواسته های خود
- باورهایی که باید تغییر کنن-قسمت 2
- دیدی راست گفتم!
- موفقیت نامحدود- روز چهارم: NLP کلید طلایی تغییر
- باورهایی که باید تغییر کنن
- موفقیت نامحدود- روز سوم: حلقه های ارتباطی
- بعد از تعطیلی موقت
- موفقیت نامحدود- روز دوم : نیروهای کنترل کننده زندگی
- عقاب
- موفقیت نامحدود در 20 روز
- شریعتی
- پیاده میشم- یاس
- دلیل داد زدن!!!
- کنده کاری روی تخم مرغ
- گریم های تاریخی سینمای جهان
- عکس جالب خطای دید
- پایانی بر دلنوازان
- 7 تیپ مردان مورد پسند خانوم ها
- نسبتهای فامیلی - طنز
- پایگاه آموزشی خبری IT گل نرگس
- نقطه چینهای زندگی من
- یکی از میان قدیسین
- دفترچه خاطرات من
- بی قراریهای یک زن
- دختر شاه پریون
- موشی . آی آر
- زندگی من
- سایه خود
- نقش و نگار
- ذهن مسدوم
- بی بی زمستون
- نگاه دیگر به خود
- من و غمباره سکوت
- قند عسلی من آریا
- فضول خان فضول باشی
- عاشقان در سکوت می میرند
- اخبار فناوری اطلاعات
- شبکه اجتماعی بهشت من
- باشگاه مدیران و متخصصان