گفتم - گفت

گفتم هر وقت سوار موتور گازی بابام میشم یاد تو میوفتم :

پر سر و صدا , کم سرعت , کم طاقت

خودشو جمع و جور کرد و گفت :

واه ! خودت چی. هر چی دلت بخواد می گی اما حرف کسی رو نمیشنوی؛ عین هو رادیو.

/ 4 نظر / 21 بازدید
سیمین

ولی خداییش جوابش دندون شکن بودها[نیشخند]

سیمین

راستی ممنون از راهنماییت ولی آریا فرنی هم با شیر خشک کم میخورد و ازشیر گاو در فرنی خوشش نمیومد[ناراحت]

سارا

سلام رفیق بی وفا[ناراحت]خوبی؟منکه هستم زیر سقف بلند آشیان تو زیر سایه ی شما.[گل]اما شما بی معرفتی یه خبری نگرفتی.من یه چندباری اومدم یا باز نشد یا باز شد صفحه کامنت بالا نیومد.خلاصه الان درخدمتیم.[زبان]همه پستایی که نخونده بودم و خوندم جالب بود مخصوصا انگشت و حلقه ازدواج.راستی کی دلتو شکونده قلم دلشو بشکونم[عصبانی][گریه]؟؟غصه نخور خوبی و محبت قشنگه حتی اگه بدونی طرفت جنبه و درک محبتتو نداره.اما امیدوارم همیشه مهرت نصیب اهلش بشه و بی جواب نمونه.خوشحال شدم اومدی و اومدم بازم ازینکارا بکن.خوش باشی برادر[خنده][گل]